گفتگو با مهران طالبی؛ نوازنده و سازنده ی ساز
تا به حال به ذهنتان رسیده سازها و آلات موسیقی چگونه ساخته و به وجود میآیند و چه مراحلی را طی کرده تا به دست من و شما برسند؟ خوب است بدانید این کار بهواسطه هنرمندانی تولید میشوند که سالها جوانیشان را در این راه گذاشته و امروز نتیجه تجربیاتشان، وسیلهایست که به آن ساز میگویند. هنری بسیار ارزشمند که صنایع دستی تلقی میشود. مهران طالبی؛ نوازنده و یکی از کسانیست که در آبادان کارگاه سازسازی دارد. او علیرغم کارِ با ارزشی که در زمینه تولید ساز در این شهر انجام میدهد، مهجور مانده و متولیان فرهنگی آنگونه که باید هنوز او را نمیشناسند.
اولین تجربههای سازسازی
بنده در خانوادهای متولد شدم که هنر در آن جایگاه وسیعی داشت. برادرم مشوق اصلی من در این زمینه بود، ۹ یا ۱۰ سال بیشتر نداشتم که تصمیم گرفتم به تنهایی یک ساز بسازم. این آرزوی کوچک با یک تکه چوب، روغن نباتی قو و چند رشته سیم ترمز دوچرخه محقق شد. تا آن زمان سازِ سهتار را ندیده بودم و تنها به شکلی که در تخیلم از سهتار نقش بسته بود، اکتفا کردم و اتفاقا برای تجربه اول در سن ۹ سالگی بد نبود.
روزی وارد زورخانه شدم تنبکی در آنجا دیدم که از ظرف سفالی بزرگی ساخته شده بود، به خانه آمدم و با یک ظرف سفالی آبخوری و تهیه تکه پوستی، تلاش کردم از آن تنبک در زورخانه ایده بگیرم و چیزی شبیه آن را بسازم. واقعیت این است که آن زمان امکانات مناسبی وجود نداشت و باید به واسطه علاقه، این هنر را تجربه میکردم. آزمون و خطاها ادامه داشت تا سال ۶۶ که در دانشگاه تهران قبول شدم. خوابگاهم در خیابان جمهوری و نزدیک به محله سازسازها بود. آن روزها در کل تهران سه یا چهار مغازه بیشتر نبود که کار خدمات موسیقی انجام میدادند. بعد از ظهرها به آنجا میرفتم تا در این زمینه بیشتر بدانم، در این رفت و آمدها با شهرام میرجلالی؛ که امروز از بزرگان موسیقی تار و یکی از بهترین سازسازان ایران است، آشنا شدم. وی به بنده اجازه داد به کارگاهشان وارد شوم البته نه برای شاگردی، بلکه به این نیت که گاهی کارگاه را مرتب یا آب و جارو کنم یا گاهی چای برای او بریزم زیرا هنر سازسازی محرمانه بوده و شیوه استاد و شاگردی در آن معنا ندارد بلکه معمولا از پدر به پسر منتقل میشود. بنده به همین آب و جارو کردن در کارگاه بسنده کردم و برایم باعث افتخار بود. وی در آن ایام رهنمودهایی به من میداد که افقهای روشنی در هنر سازسازی ایجاد کرد. پاسخ سوالاتی که سالها ذهنم را درگیر کرده بود از حضور در کنارش، کشف میکردم.
تصمیم گرفتم ساز بسازم
زمانی که تصمیم به ساخت ساز گرفتم به شهرام میرجلالی گفتم ؛ ” میخواهم ساز بسازم، حاضری به من کمک کنی؟” چند دقیقهای به من خیره ماند و گفت؛ ” اگر قرار باشد این کار را به تو آموزش بدهم که خودم نابود میشم، تو برو ساز بساز و بیا تا من ایرادهایش را برایت رفع کنم.” و اولین سازی که توانستم بسازم، سال ۶۸ یا ۶۹ تمام شد. همه مراحل را به تنهایی و بدون ابزارهای مناسب با دست خودم انجام دادم. یک تکه کنده از درهای صعبالعبور تهیه و شروع به تراشیدن و فرم دهی به آن کردم و مابقی مراحل را به همین شیوه. بعد از پایان کار به خدمت وی رسیدم و حاصل تلاشم را به او نشان دادم. ابتدا با من دعوا کرد و گفت؛ ” تو باید از روی الگو این کار را میکردی و این روش اشتباه است” ولی بعد مورد تشویقش قرار گرفتم.
دورههای نوازندگی در تهران
از همان ابتدا علاقه زیادی به ساز تنبور داشتم اما به دلیل نبود آموزشگاهی برای آموزش این ساز در تهران، به پیشنهاد یکی از دوستان سهتار را انتخاب کردم. زیرا این ساز نسبت به بقیه سازها به تنبور نزدیکتر است. اولین استادم در این زمینه احمد اشرفآبادی بود که هر کجا است، سلامت باشد.او به من درسهای زیادی در این خصوص داد، پس از آن مرا به محمود تاجبخش معرفی و سپس توسط مسعود خسروی به گروه موسیقی دانشگاه هنر تهران معرفی شدم تا از کلاسهای موسیقی ردیف استفاده کنم. دو کلاس آموزشی در آنجا برگزار میشد اولی به آموزش “مهربانو توفیق” و دیگری “داریوش صفوت” که شانس این را داشتم در حضور وی از کلاسها استفاده کنم.
از نوازندگی تا سازسازی
به اعتقاد من همه ساز سازهای خوب و چیرهدست از نوازندگی به سازسازی رسیدهاند. زیرا یک نوازنده بهتر میتواند تشخیص دهد، ایرادهای ساز در کجاست. من هم آنقدر به سازسازها گوشزد کردم کجای این سازها ایراد دارد تا در این زمینه تجربه کسب کردم. در واقع تا نوازندهای نداند صدای ساز از کجا تولید میشود هرگز نمیتواند سازنده ماهری شود یا برعکس. اگر سازنده، نوازندگی بلد نباشد، هرگز نمیتواند بفهمد سازی که ساخته آیا صدای خوبی تولید میکند یا خیر. بنابراین این دو لازم و ملزوم یکدیگرند.
شیوه متفاوت در تولید ساز
همیشه اعتقاد داشتم، تقلید باعث پیشرفت انسان نخواهد شد، مثلا اگر قرار بود ادیسون از گذشتگان خود پیروی کند امروز ما برق نداشتیم. روزی جملهای از حضرت امیر به چشمم خورد که آن را سرلوحه کار خود قرار دادم؛ ” بهترین استاد تجربه است” تصمیم گرفتم شیوههای جدیدی در خصوص کارم کشف کنم. تا کنون سهتار را به گونهای دیدهاید که بر روی صفحه آن چندین سوراخ وجود داشته. تفاوت سهتارهایی که بنده در این کارگاه ساختهام در همین نکته است که هیچ سوراخی روی صفحه آن ایجاد نشده. این شیوه بسیار سختتر از شیوه قدیمی بوده زیرا صدا از روی صفحه اصلی تولید میشود و این روش کاملا ابداع بنده است و تا امروز کسی به این شیوه دست نیافته است. روزی در تخت جمشید آقایی مشغول سخنرانی و توضیح در ارتباط با ستونها و کاربردهایش بود. وی معتقد بود شیارهایی که روی ستونهای تخت جمشید قرار دارد، کار انتقال صدا را انجام میدهند. او میگفت؛ ” وقتی کورش در آنطرف کاخ صحبت میکرد، صدا به قسمتهای دورتر میرسید” من از این موضوع ایده گرفتم و این روش را روی سازها پیاده کرده که خوشبختانه به نتیجه مطلوبی هم رسیدم.
خریداران این سازها
سازهایی که بنده میسازم برای فروش به بازار نمیرسد زیرا تولید من بسیار کم و اندک است و همین طور قیمت بالایی دارد. لازم است بگویم هدف بنده تولید و فروش ساز نیست بلکه در این کارگاه کار پژوهشی انجام میدهم تا اینکه سریعکاری و تولید کرده باشم. مثلا تاری که در حال حاضر مشغول به ساخت آن هستم، بیش از هشت ماه وقت صرفش شده و همچنان کار تولید آن ادامه دارد. معمولا روی هر ساز روشی را پیاده کرده تا به نتیجه بهتر برسم. از الگو استفاده نمیکنم و هر آنچه تولید شود زاییده فکر خودم است.
ویژگیهای ساز خوب
ساز خوب سازی است که از مواد مرغوب در ساخت آن استفاده شود. سازی که چوبِ دستهاش خشک و قدیمی باشد که معمولا باید حدود یک سال چوب را نگه داشت تا کاملا خشک شود. گاهی برای زودتر خشک شدن، چوب را در تنورهای نانوایی قرار میدهند اما باز نتیجه مطلوب را نخواهد داد زیرا در این روش چوب به صورت مصنوعی خشک میشود. کاسه تار باید حدود دو سال نگهداری شده تا کاملا خشک شود.باید در این دو سال، زمستان در سردترین نقطه و تابستان در گرمترین دما قرار بگیرد. ساز خوب سازی است که سیمهای آن همدیگر را پوشش دهند. به این معنا که صداها هارمونی داشته باشد و صدای اضافی تولید نکند. گاهی در سازها شاهد این مورد هستیم؛ زمانی که نوازنده انگشتش را از روی سیمها برمیدارد همچنان یک صدا به گوش میرسد. سازهایی که من در کارگاهم ساختهام، کمتر این اتفاق در آنها میافتد و سیمها همدیگر را پوشش میدهند.
چوب مورد نیاز برای ساخت ساز
چوب اصلیترین بخش ساخت ساز است. اساتید بزرگ تولید ساز مثل؛ پرویز پوریا، شهرام میرجلالی این موضوع را اساسیترین بخش کار تلقی میکنند. موضوعی که این روزها کمتر رعایت شده ولی واقعیت این است که همین نکته ارزش سازها را پایین یا بالا میبرد. چوب برای ساخت هر نوع ساز متفاوت است. مثلا چوبی که برای کاسه تار کاربرد دارد، چوب درخت توت است. حتی چوب درخت توتی که پیوندی است با بقیه متفاوت بوده و صدای گوناگونی تولید میکند. چوب توت سفید، شاتوت و یا حتی اینکه چه درختی کجا رشد کرده است، تاثیر بسزایی در این خصوص دارد. چوب درختی مناسب است که قبل از فصل بارندگی بریده شود و بهتر است جایی رشد کرده باشد که کمتر باران یا آبیاری شده است. نکته مهم اینکه هر چه چوب قدیمیتر باشد ارزش بیشتری دارد. گاهی چوبهایی که برای ساخت سازهایم استفاده میکنم بیش از ۲۰۰ سال قدمت دارد و از پاوه یا سنندج برایم ارسال میشوند.
مشکلات در زمینه این هنر
سالهاست در منزل شخصیام کار ساز سازی را انجام میدهم و برای ارتقاء این حرفه، نیاز به کارگاه بزرگتری دارم. سازمان صنایع دستی اهواز و همینطور تهران وعدههایی در این خصوص دادهاند که هنوز محقق نشده و به صورت تئوری باقی مانده است. احساس میکنم در آبادان لازم است این هنر برای نسل آینده ایجاد شود زیرا بنده قرار نیست تا ابد در این شهر بمانم و حیف است اگر این هنر در آبادان پایان بیابد. من با کمال میل حاضرم به جوانانی که انگیزه و علاقه دارند، آموزش دهم. جوانانی که در زمینه طراحی فعال هستند میتوانند در این رشته موفق شوند.
مائده سادات دهدشتی/آوای خوزستان