آبادانی ها

شفاف ؛ گویا و مستقل

آبادانی ها

شفاف ؛ گویا و مستقل

آبادانی ها

آبادانی ها فقط یک واحد اطلاع رسانی و تحلیل اخبار شخصی است و سر سفره ی هیچکس نبوده و نیست.

نویسندگان

۱۸ مطلب با موضوع «گفتگوی فرهنگی» ثبت شده است

۳۰
شهریور

دل پر دردی دارد.آکنده از آلامی است که گویی خیال آسودگی و آرامش ندارند.قرارمان را گذاشتیم در منتها الیه رود کارون ؛ زیر نور ماه ؛ تکیه داده به پل پیروزی خرمشهر.ماه ذی الحجه بالای سرمان می درخشد و رضا خدری عکاس و خبرنگارهمراه رزمندگان در سال های دفاع مقدس خیره مانده به کارون.او کارون و مردمان خرمشهر را می شناسد اصلا او اهل همین دیار است. سرزمین نخل و آفتاب و آب.سرزمینی که نخل هایش به گواه آمارهای مخفی شده در بایگانی بخاطر نوشیدن آب شور از نفس افتاده اند و نیمی کشته شده اند و باقی نیز در حال احتضارند.

رضا-خدری

۳۰
مرداد

 

مهدی پرویش از آن هنرمندان صاحب سبک در آبادان است که دلبستگی ها و اعتقاداتش را فدای فستیوال های رنگ آمیزی شده نمی کند. او جوان خوش فکر و صاحب قلم و اندیشه ای است که گویی نذر کرده هر سال دو بار هنرش را به مردم آبادان ارائه کند. او در ماه محرم خوش می درخشد و با برپایی خیمه های دشت کربلا و اجرای تعزیه ای متفاوت و پیشرو ؛ هزاران تماشاگر آبادانی را در بلوار مرحوم دهداری محو هنر خود و گروهش می کند. او همه ساله در سالگرد فاجعه آدم کشی سینما رکس آبادان باز هم هنرنمایی می کند تا دین خود به مردم را ادامهدی پرویش کارگردان نمایش "با من فریاد بزن"کرده باشد و البته ؛ کاستی های برنامه ریزان فرهنگی شهر را پوشش دهد.

بی پیرایه بگوییم اگر امثال مهدی پرویش نبودند که در ایامی که شهر تشنه ی توجه مسوولان سیاسی و فرهنگی به آنان است نبودند ؛ کدام نهاد فرهنگی آستین همت بالا میزد و پاسخگو بود؟

مسوولان شهر آبادان را به این مهم فرا می خوانیم که اهتمام نداشتن به نیازهای فرهنگی شهر ؛ معضلی جدی و غیر قابل اغماض است و بر شماست که اولا ساحت هنر و فرهنگ را گرامی بدارید و دوم آن که از مجریان فعالیت های فرهنگی شهر حمایت مالی نمایید.

پایگاه خبری و اندیشه اروندپرس در ادامه رسالت خویش در جهت معرفی و حمایت از هنرمندان آبادان و خرمشهر ؛ گفتگویی با مهدی پرویش ؛ هنرمند عرصه تاتر و کارگردان نمایش “با من فریاد بزن ” ویژه سالروز فاجعه سینمارکس آبادان صورت داده است که در زیر ملاحظه می فرمایید:

۳۰
مرداد

سالروز آتش زدن سینما رکس آبادان که میشود عادت کرده ایم چند سئانسی تاتر خیابانی ببینیم و  دیگر هیچ.بهنام کاوه از آن دست هنرمندانی است که هیچ مانعی نمی تواند  سد راهش بشود. نامهربانی ها را با مهربانی و کار و تلاش می دهد. گویی با خود و مردم عهد بسته که همیشه با مردم و برای مردم باشد.

پس از دو اجرای نفس گیر در شرجی تمام عیار ۲۸ و ۲۹ مرداد ماه ۹۴  بر آن شدیم تا با ایشان از طریق معمول این روزهایمان یعنی در فضای مجازی واتساپ گفتگویی صمیمی ترتیب بدهیم که در زیر ملاحظه می فرمایید.

بهنام کاوه کارگردان و بازیگر نمایش بچه ناخدا

بهنام کاوه کارگردان و بازیگر نمایش بچه ناخدا

۲۴
مرداد

تا به امروز موردی که باعث خدشه دار شدن موقعیت و جایگاه فرمانداری از سوی ائمه جمعه محترم شهرهای آبادان ؛ چوئبده و اروندکنار صورت گرفته باشد برنخورده ام.قطعا در جلسات اداری توصیه هایی از سوی این بزرگواران و سایر مسوولان شهری صورت می گیرد اما هیچگاه سلب کننده ی مسوولیت های ما نبوده است.

عکس از وبسایت خبری عصرآبادان

عکس از وبسایت خبری عصرآبادان

arvandpress : روز گذشته در حاشیه مراسم تجلیل از فعالان حوزه خبر در شهرستان آبادان که در محل فرمانداری این شهر و به ابتکار دکتر شهبازی معاون استاندار و فرماندار ویژه آبادان و روابط عمومی و اموربانوان این فرمانداری برگزار گردید ؛ پایگاه خبری و اندیشه اروندپرس با طرح موضوع دیدار برخی هنرمندان عرصه تاتر با رییس شورای فرهنگ عمومی ؛ حضرت حجت الاسلام علی ابراهیمی پور ؛ موجب گردید که دکتر شهبازی به مدت ۱۰ دقیقه پاسخگوی شبهه ایجاد شده باشد.

۰۱
مرداد

مهدی عندلیبی از مافیایی می گوید که حلقوم هنرمندان را چنان می فشارد که گاهی مجبور می شوند عطای هنرشان را به لقای برخی ببخشایند.

arvandpress : مهدی عندلیبی  ؛ آهنگساز جوان اما کم کار جنوبی رو از قدیم می شناسم. سال ها در بوشهر فعالیت داشت و من هم تاتر موزیکال کار میکردم و ایشان زحمت ساخت آهنگ ها را بر عهده داشت.کم کار بودن مهدی عندلیبی با توجه به توانایی ها و حضور در عرصه ی حرفه ای این شغل ؛ بیش از هر چیز دیگر مرا بر آن داشت تا گفتگوی صریح و بی پرده ای با وی به انجام برسانم.

2656_orig

۲۴
اسفند

مهرداد معماری مجری باسابقه صدا و سیمای آبادان است که پیشتر از این در رادیوی بوشهر فعالیت داشته  است. متن کامل گفتگوی جنوبگان با ایشان را از نظر خواهید گذراند.

جامعه ایرانی اسطوره کُش و ضدقهرمان است.مجریان تلویزیونی در ردیف استارهای اجتماعی و هنری به شمار می روند با این پارادوکس چگونه برخورد می کنید؟ اجازه بدید سووالتون رو تصحیح کنم و اینکه جامعه ی ما به هیچ عنوان اسطوره کش نبوده و نیست بلکه این سایه ی سیاست گذاری هاست که حکم به عزل جایگاه ها می کنند.من با مردم راحتم و فکر می کنم دوستم دارند حتی اگه چند ماه از پنجره ی تلویزیونشون به کناری رفته باشم. دوربین و میکروفن؛حکایت عجیبی دارد.یک مجری این دو موهبت را توامان دارد.با حرمت داشتن دوربین و میکروفن چه باید کرد؟ دوربین دریچه ای است برای ورود به خانه ها . گرچه من مجری مردم رو نمی بینم اما چون می دونم در خانه ها هستم موظفم که مثل یک میهمان سرشار از حجب و حیا و البته دوست داشتنی در تک تک حرکاتم و گفته هام یک محدوده ای قرار بدم تا دل زده نشم .حرف زدن با مردم جرات میخواد و از آن مهم تر افتادگی و تواضع لازم داره.فقط همینو می تونم بگم. کار اجرا با خصوصیات اخلاقی نظیر خجالتی بودن و انزوا در تضاد است اما من شما را انسان ماخوذ به حیا و آرامی می دانم.جمع این دو در شما چگونه متبلور شده است؟ اغلب همکاران ما اینطوری هستند. من مجری بین شخصیت خودم بعنوان یه شخص حقیقی با اونچه قراره جلوی دوربین و یا میکروفن رادیو اتفاق بیفته تفاوت قائلم. حتی نوع خنده هم باید متناسب با شخصیت حقوقی شما باشه.گاهی برنامه های ضبط شده ی خودم رو که می بینم از برخی لحظاتش متعجب میشم اما خب کاریش نمیشه کرد اقتضای شغل اینو میگه. از شروع کار اجرا برایمان بگویید و کارهای ماندگاری که همیشه در ذهن دارید؟ من تاتر کار می کردم در بوشهر. اونجا معلم هم بودم.کاری داشتم در جشنواره تاتر استانی بوشهر از سوی رادیو به اتفاق دیگر کارگردان ها دعوت شدیم برای مصاحبه زنده. برنامه که تمام شد به بنده پیشنهاد همکاری دادند و منم قبول کردم. به همین راحتی.ماندگارترین کار رادیویی ام مربوط میشه به یه نمایش یک ساعته رادیویی که در سال مولا علی (ع) بعنوان کار برتر نمایش های رادیویی کشور از مرکز آبادان انتخاب شد.در حوزه تلویزیون روزی که قرار شد برنامه همدلی از شبکه استانی بصورت زنده و برای اولین بار پخش بشه برای من که اولین مجری اون برنامه بودم در اهواز خیلی بیادماندنی است. مخاطب خوزستانی با شما نوستالژی برنامه«همدلی» را دارد از این تجربه موفق بیشتر برایمان بگویید؟ بله همدلی از همزبانی بهتر است. یادمه جناب آقای علم الهدی مدیر کل وقت شبکه استانی تاکید فراوان داشت که برنامه رو با انرژی فراوان اداره کنم و هم من و هم دوست بسیار عزیزم آقای حسین محمدی و بعدها خانم محافل سعی می کردیم همین کار رو بکنیم.اجازه بدید خاطره ی تلخی رو هم براتون بگم.یه شب چند دقیقه مانده بود به شروع برنامه با من تماس گرفتند و خبر تصادف مرحوم مادرم رو بهم دادند.وضع به گونه ای بود که امکان اجرا نکردنم وجود نداشت چون تا اجرا تنها چند دقیقهوقت باقی بود . اون شب سختترین کار رو انجام دادم مجبور بودم بانشاط نشون بدم در حالی که نمی دونستم  وضع مزاجی مادرم در چه حالیه. ضمن اون که در جاده تصادف کرده بود و این تمرکز منو بر هم زده بود. متاسفانه یک ماه بعد ایشون فوت کردند و در اولین شبی که برنامه رو دوباره اجرا کردم مجبور شدم لباس سیاه مو از تنم در بیارم و با لباس رنگی بیام جلوی دوربین. آبادان اقلیم و جغرافیای فکری،روحی و جسمی شماست.در این جغرافیا در پی چه هدفی هستید که در فضاهای دیگر آن را نمی یابید؟ من شهرم رو دوست دارم و بهتر بگم عاشق شهر م هستم. اگر قرار باشه از اقلیم و جغرافیای رشد و نمو خودم بگم باید بگم حضور ۱۷ ساله در بوشهر آن هم در اوج جوانی و تلاش برای کسب مراتب بالاتر تاثیرگذارتر بوده.من سال ۷۷ به آبادان برگشتم. وقتی  جنگ منو کوچ داد ۱۰ ساله بودم و وقتی برگشتم ۳۰ ساله. با این وجود تجارب ارزنده ای طی حضور مجددم در آبادان کسب کردم که از بودن در این شهر خوشحالم می کنه. وجه دیگر شخصیت شما اهل قلم بودن است؛ نوشتن چه چیزی دارد که در اجرا وجود ندارد؟ در اجرا متکلم وحده هستی و حالا یا با استفاده از سر فصل ها و یا متنی که برایت نوشته اند اجرا می کنی و حرف می زنی اما وقتی می نویسی این تنها تو نیستی که می نویسی بلکه مردم و آدم ها و وقایع اطراف تو هستند که تو را مجبور به نوشتن و البته طرح دیدگاه ها  یا همان تحلیل های تو می کنند. شما  گفتید وجه. و این کاملا درست و بجاست چون بین اجرا با نوشتن تفاوت بسیار است. اگر یک دقیقه فرصت گفت و گوی رو در رو با رئیس سازمان صدا و سیما را داشتید به او چه می گفتید؟ می گفتم در انتخاب مدیر کل مراکز حساسیت های بیشتری به خرج دهد.می گفتم راه را بر خودنمایی ها و تکروی ها ببندد. توجه ی ایشون رو به جمله ی حضرت امام (ره) معطوف می کردم که فرمودند صدا و سیما مثل یک دانشگاه است. و این که نگاه امام به این دانشگاه پیگیری بشود. آرزوی شما گپ تلویزیونی با چه شخصیتی است؟ با اون پاکبان ساده دل و بی آلایشی که در گرما و سرما  در حضور انبوه آدم های متفاوت کارش رو انجام میده و مثل ما مجری ها نگران این نیست که برای اجرای فردا شب چه لباسی بپوشیم که تکراری نباشه. بهترین ،شیرین ترین و تلخ ترین خاطره اجرای شما؟ بهترینش اجرای زنده افتتاحیه شبکه ” شما ” بعنوان مجری برگزیده ی مراکز استان ها در تهران در حضور ریاست محترم سازمان و تمامی مدیران کل مراکز کشور بود.شیرین ترینشون اجرای دو سال پیاپی برنامه ماه مهربون ویژه ماه مبارک رمضان در سال های ۹۰ و ۹۱ از شبکه آبادان و تلخ ترین هم همون اجرایی که با وجود دریافت خبر تصادف مادرم برنامه همدلی رو با لبخند اجرا کردم. یک پیام عیدانه برای خوانندگان جنوبگان؟ از خدا بخواهیم که حال و روز دلمون مثل بوته ی نعناع باشه. نعناع گیاه دست و دلبازیه. هر چی ازش برگ بکنی قهر که نمی کنه هیچ تازه برگ های بیشتری هم میده. سخاوتمند باشیم و ایمان داشته باشیم که خدا دوستمون داره پس ما هم اونو دوست داشته باشیم. هر روزتون نوروز باشه مخصوصا دلتون.   دریافت شده از وبسایت خبری آبادانی ها abadaniha.blog.ir

۲۲
آبان

ناصر پاریاس تنها هنرمند ایرانی است که با شیوه فاین پوینتیلیسم و میلیون ها نقطه آثاری جاودانه و ماندگار را پدید آورده است.

این هنرمند که تصاویری از آثارش را در بسته ای با خود به غرفه ایرنا در بیستمین نمایشگاه بین المللی مطبوعات و خبرگزاری ها آورده بود و این تصاویر سیاه و سفید و رنگی را که با الهام از آثار و ابنیه برجسته جهان خلق شده بود، با حوصله و ارایه توضیحاتی به من نشان می داد و داستان خلق هر اثر را تک تک به صورت مختصر بیان می کرد.

81384368-6073166

۲۲
آبان

عبدالرضا سواعدی؛ متولد سال ۱۳۴۷ هستم. تئاتر را از سال ۶۴ با شرکت در کلاس‌های تئاتر اهواز به سرپرستی آقای حسینی و استادی مرحوم لاریان آغاز کردم در حالی که ۱۶ یا ۱۷ سال بیشتر نداشتم. پس از یک وقفه ۶ الی هفت ساله در فعالیت‌های هنری، سال ۷۰ به شهرم؛ آبادان بازگشتم و با نگارش یک نمایشنامه با نام؛ «باز هم آبادان» کارم را از سر گرفتم که زنده‌یاد محسن حاتمی‌نژاد آن را روی صحنه برد. سال ۷۰ شرایط مثل این روزها نبود، شبکه‌های تلویزیونی محدودی وجود داشت. همین باعث شد که اجرای تئاتر جلوه دیگری پیدا کند و ما بتوانیم ۲۰ شب اجرای عمومی داشته باشیم. این نوید حضور در میان مردمی را می‌داد که به تئاتر علاقه‌مندند.

عبدالرضا سواعدی

۱۰
آبان

نوحه خوانی، سینه زنی و نوازندگی سنج و دمام در نواحی جنوب غربی تا جنوب شرقی کشور در ماه محرم، ماه سوگواری سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (ع)، حکایت از دردها و غمهای فراوان دارد.
در گذشته دور به علت نبود سامانه اطلاع رسانی و صوتی با نواختن سنج و دمام ساکنان محلات را برای عزاداری خبردار می کردند.
آقای سیاوشی، کارشناس مذهبی با بیان اینکه مراسم عزاداری در جنوب ایران با سنج و دمام آغاز مى شود، می گوید: پس از سلام و دعاى آخرین روضه خوان بلافاصله بوقی که از جنس شاخ نوعى گوزن است به صدا در مى آید.
وی می افزاید: سنج ، دمام و بوق هر سه از سازهای تشکیل دهنده این همنوازی است که سابقه آن به بیش از ۱۰۰ سال می رسد.
آقای سیاوشی اضافه می کند: این سازها به علت مسافرت های دریایی جنوبی ها از کشورهای آفریقایی به ایران آورده شده است.

محرم-آبادان

۳۰
مهر

خبر شدیم؛ اخیراً رئیس انجمن نمایش اداره ارشاد اسلامی تغییر کرده است. با توجه به گلایه‌های جسته‌گریخته‌ی فعالان هنرهای نمایشی آبادان از وضعیت امکانات تمرین و اجرا، انتظار می‌رود این تغییر، گامی باشد در جهت بهبود وضعیت تئاتر در آبادان. به همین مناسبت، از علی غلامی؛ مسئول جدید انجمن نمایش دعوت کردیم تا برنامه‌ها و دیدگاه‌های وی را در جهت گشودن افق‌های روشن‌تری برای تئاتر آبادان جویا شویم. هفته‌نامه آوای خوزستان میزبان مردی بود که روی صحنه تئاتر و پشت لنز دوربین کارگردان‌های زیادی مو سپید کرده است و سابقه مقام اولی انجمن تئاتر آبادان را در دوره‌ای که معاونت انجمن را بر عهده داشته است در کارنامه دارد. امید که روزهای بهتری در انتظار تئاتر آبادان باشد و شاهد اجراهای بیشتر و استقبال روزافزون مردم از این هنر متعالی باشیم. چکیده گفتگو با علی غلامی را می‌خوانیم.

علی غلامی