آبادانی ها

شفاف ؛ گویا و مستقل

آبادانی ها

شفاف ؛ گویا و مستقل

آبادانی ها

آبادانی ها فقط یک واحد اطلاع رسانی و تحلیل اخبار شخصی است و سر سفره ی هیچکس نبوده و نیست.

نویسندگان

آبادان پیش از جنگ چه معضلاتی داشت؟

پنجشنبه, ۲۵ خرداد ۱۳۹۶، ۰۴:۲۱ ب.ظ

هنگامی که پای صحبت های قدیمی های شهر آبادان می نشینی ؛ توصیف شهری را می شنوی که انگار مدینه ی فاضله ای بوده در میان شهرهای کشور ! آیا این شنیده ها واقعیت دارد؟

آبادان ؛ شهری است نو بنیاد که با آمدن پالایشگاه در این شهر ؛ بر سر زبان ها افتاد. انگلیسی ها در ساختن این شهر نقش بسزایی داشتند. آنها شهری را بنیان گذاشتند که در ایران نمونه شد. اما آیا با تمام این اوصاف ؛ آبادان پیش از انقلاب شهری گل و بلبل بود؟ آیا در این شهر کوچه های خاکی وجود نداشت؟ آیا در آن آبادان ؛ همه خوشبخت بودند؟ فقیر وجود نداشت ؟ کودکان کار وجود خارجی نداشتند؟ آیا شهروندان آبادانی در ناز و نعمت بسر می بردند یا انکه تنها بخشی از شهر و ساکنانش در ناز و نعمت بودند؟ اینها پرسش های مهمی هستند که باید بدنبال پاسخ صحیح و قانع کننده ای بود.

بر اساس شنیده های مستقیم و نیز منقول ؛ آبادان پیش از انقلاب و جنگ ؛ از امکانات خوب تفریحی در بخش موسیقی ؛ سینما و تاتر برخودار بوده است و این امکانات غالبا در نقطه ی مرکزی شهر ؛ معروف به « آبادان » یا « شهر » و نیز مناطق شرکتی به نام های « بریم » ؛ « بوارده جنوبی » و « بوارده شمالی » متمرکز بوده است. اما آیا امکانات اولیه ای نظیر کوچه های آسفالته ؛ فاضلاب روان و بی نقص ؛ برق پایدار ؛ شبکه گسترده تلفن خانگی ؛ پارک های محله ای ؛ و نیز نظافت محیطی مطلوب در دیگر مناطق شهری مثل احمدآباد ؛ جمشیدآباد ؛ سده ؛ کارون ؛ کفیشه ؛ فیه ؛ ایستگاه هفت ؛ …. و بسیاری محله های غیر شرکتی دیگر ؛ رفاه اجتماعی و نظم و مدیریت شهری به چشم می خورد؟

پیش از ادامه ی بحث تاکید می کنیم که علت نگارش این متن صرفا بدان خاطر است که برای تحقق خواسته ها و مطالبه گری که یقینا نقش اصلی و عاملیت واقعی آن را جوانان آبادانی بر دوش می کشند و خواهند کشید ؛ آدرس غلط ندهیم و نگوییم که آبادان را به ۴۰ سال قبل بازگردانید!!!

آبادان ۴۰ سال قبل علیرغم وفور  فرصت های شغلی و شاغل بودن قاطبه ی مردم ؛ اختلاف طبقاتی و توزیع ناعادلانه ی ثروت در آن بیداد میکرد . از قدیمی ترها بپرسید که تا سال ۱۳۵۷ چه تعداد از خانواده های آبادانی ؛ تابستان ها را بر پشت بام ها می خوابیدند؟ علت آن امر چه بوده ؟ آیا جز این بوده که اکثر قریب به اتفاق مردم ساکن مناطق غیر شرکتی – علیرغم شاغل بودن – توان خرید کولر نداشتنه اند. برویم تحقیق کنیم و بدانیم که چرا دانش آموزان اکثر مناطق شهری آبادان در روزهای بارانی ناگزیر به استفاده از چکمه بودند؟ بله اینها تنها یکی دو نمونه از واقعیت های موجود در همان ۴۰ سال پیشی است که عده ای ناآگاهانه آدرس غلط می دهند و در توصیف آن آبادان ؛ غلو می کنند.

آبادان ۴۰ سال پیش ؛ یک شهر مدرن و پیشرفته بود چون زرساخت های فرهنگی و سیاسی در آن شکل گرفته بود. نهادهای اجتماعی گوناگونی در ان فعالیت داشتند. فعالان دینی و مذهبی هم فعالیت داشتند. انبوه پرتعداد حسیسنیه ها و مساجد اسمی آبادان که هر کدام منسوب به شهر و قومیتی خاص هست گواه این ادعاست. آبادان ۴۰ سال پیش به مراتب از آبادان امروز ما در حوزه های مختلف مشارکتی مردم ؛ با برنامه تر بوده است. آن آبادان برای جوانان ؛ صرف نظر از کیفیت و  اهداف مد نظر حکومت وقت ؛ برنامه داشته است. چیزی که الان به متاعی نایاب در شهر بدل شده است.

بارها گفته و نوشته ایم که توسعه ی فرهنگی شالوده ی رشد و پیشرفت هر جامعه ای است. متاسفانه عده ای با مقوله ی فرهنگ مشکل دارند و توسعه ی همه جانبه ی فرهنگی را ناهمسو با علاقمندی و تخصص خود می دانند که البته بدلیل اطاله ی این یادداشت و فاصله گرفتن از هدف نگارش این متن ؛ فعلا صرف نظر کرده و در زمانی دیگر بدان خواهیم پرداخت.

آبادان ۴۰ سال پیش ؛ دارای مناطق و محلاتی نیز بود که کمترین توجهی به آنان و ساکنانش نمی شد. کوچه های سده که امروز می بینید همانی است که ۴۰ سال پیش بوده است با این تفاوت که ۴۰ سال پیش ؛ به ندرت می توانستی کوچه ای بیابی که آسفالت شده باشد یا اینکه جوی های روباز نداشته باشد. اصلا سده فاقد فاضلاب بود!

اما پس از انقلاب و سپس پس از جنگ ؛ آبادان دچار یک استحاله ی عجیب و غریب شد. پالایشگاه پر رونقش را از دست داد. پتروشیمی فعالش را نیز از دست داد. کشتیرانی پر درآمدش در آب های اروند و بهمنشیر را هم از دست داد. تمام مجموعه های فرهنگی قبل از انقلاب را از دست داد. مدرسه های نامی اش را از دست داد. زمین های فوتبالش را که محلی برای تربیت و پرورش سرمایه های فوتبال شهر بودند را یکی بعد از دیگری از دست داد. نخلستان هایش را از دست داد. روستاهای آبادش را از دست داد . و از همه مهم تر ؛ مردم پیش از جنگ را از دست داد و آن شهرستان ۵۰۰ هزار نفری تبدیل شد به حدود ۳۰۰ هزار نفر!!!

آبادان امروزی ما ؛ هیچ شباهتی به آن آبادان ندارد و اگر در هر میدان و راهگذارش هم عینک های غول پیکر ریبون نصب کنند ؛ فایده ای ندارد چرا که این آبادان ؛ هیچ نسبتی با آن آبادان ندارد.

اما بیاییم واقعیت ها را ببینیم. گذشته ی شهر را به همان شکل و اندازه ای که بوده یاداوری کنیم و بجای غر زدن و افسوس خوردن بدنبال آن باشیم که چرا پس از گذشت ربع قرن از پایان جنگ ؛ هنوز شهر درگیر جنگزدگی است و هنوز می توان خرابی های ان جنگ ویرانگر را به وضوح مشاهده کرد. چه کسانی باید در این سال ها می ساختند و نساختند؟ چرا من و شمای شهروند در این ربع قرن ؛ سکوت اختیار کرده ایم و از نمایندگان خود در مجلس و نیز در شورای شهر و یا حتی فرماندار شهر نخواسته ایم که کیفیت مصرف بودجه های کلانی که وارد شهر شد و خرج شد چگونه بوده که هنوز شهر جنگ زده است و هنوز ساختمان های بی شماری بطرز شک برانگیزی خرابه باقی مانده اند و انگاری بعد از ربع قرن هنوز نوبت بازسازی و بهسازی و نوسازی بهشان نرسیده است!

مردم فعلی آبادان تنها کسانی هستند که اگر بخواهند می توانند شهرشان را بسازند و مطمئن باشند کسی از بیرون نخواهد امد که شهرتان را بسازد.

مهرداد معماری

رسانه اجتماعی اروندپرس

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی